سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

709

تاريخ ايران ( فارسى )

200 كشته و 300 زخمى بود ولى بعدها شنيديم كه از اين عده بيشتر بوده است . همچنين عشائر تعداد زيادى اسبهاى خوبشان را كه از حيث ارزش با افراد قبيله برابر است از دست دادند . نظاميان به توقفگاه خود برگشتند ، در حالى كه از عمليات خود نتايج نيكوئى كه گرفته بودند خوش و راضى بودند . صولت بدوستان خود در شهر نوشت كه تلفاتش فقط يك مهتر بوده در صورتى كه صدها هندى كشته شده‌اند و ايرانى آنقدر خوش‌باور - است كه ابتدا اينموضوع را كاملا راست مىپنداشت . تصرف مراكز مهم در شيراز 17 ژوئن استحضار و اطلاع ما بسيار صحيح بود و بلواى منتظره اتفاق افتاد ، ولى صولت نتوانست از آن پشتيبانى كند ، چه اينكه مشغول تسليت و دلدارى افراد مأيوس ايل خود بود . به هنديها و اعضاء پليس جنوب حمله شد . بازارها را بستند و ملاهاى خشك و متعصب فتوا صادر كردند كه كشتن هركسى كه با انگليسها مربوط است جائز مىباشد . دسته‌هاى مردها و بچه‌ها با نوحه در خيابانها راه افتادند . نزد ما موضوع تصرف سه عمارت از نقاط مهم شيراز مطرح شد و ما متوجه شديم كه اگر به زودى اين كار را نكنيم بهترين كمينگاه را براى تيراندازى شبانه بدست دشمنان داده‌ايم . ما راجع به اين موضوع با دلنگرانى گفتگو كرديم و چون من ميدانستم شيرازيها هميشه تصور ميكردند اين سه نقطه مشرف بر شهر است مصمم شدم باز خطر متفرق ساختن قوا را تحمل كنم و دستور دادم بلادرنگ آن نقاط تصرف شوند . نصف‌شب به اين تصميم مبادرت شد و تا ساعت دو بعد از نيمهء شب پاس‌هاى هندى و پليس جنوب كه از موقع فهميدن موفقيت ستون و دشمنى اهالى نسبت بخودشان رفتارشان تغيير كرده بود در آن نقاط مستقر شده بودند . صبح شيرازيها برخاسته و ديدند نقاط مهم توسط دسته‌هاى ما اشغال شده است . بنابراين آشوبها تمام شده و بازارها باز شد و احساس اينكه انگليسها واقعا مشغول شكست دادن قشقائيها هستند منتشر گشت . انتصاب ايلخانى جديد و متفرق شدن دشمن وقتى من به شيراز آمدم و متوجه شدم كه بايستى با قشقائيها جنگ كنم دقت نمودم كه با برادر بزرگتر و رقيب صولت الدوله سردار احتشام طرح دوستى بريزم . او قبلا دوبار به ايلخانى منصوب شده